تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
دوستی مومنین

                  

معظّم له در یک خانوادۀ مذهبی در جنوب شرق تهران متولد شدند . پدر بزرگوارشان بزرگتر و معتمد محل وبیت ایشان همواره میزبان علما و برجستگان بود . کربلایی محمّد اسماعیل دولابی در جوانی به شغل کشاورزی اشتغال داشتند و از ابتدای جوانی آثار لطف و عنایت حق به ایشان نمایان بود .

جذبۀ محبّت پیوسته دلیل ایشان گشته و عشق به اهل بیت (ع) این محّب صادق را با مشاهد مشرّفه و مجالس اهل بیت (ع) مأنوس ساخته و با دوستان این راه آشنا نموده بود که از جمله آنها مرحوم آیت اللّه سیّد محمّد شریف شیرازی , مرحوم آیت اللّه شاه آبادی , مرحوم آیت اللّه شیخ محمّد تقی بافقی و مرحوم آیت اللّه شیخ غلامعلی قمی بوده اند . آخرین شخصیّتی که بیش از همه با این  بزرگوار انس و محبّت تام داشت مرحوم آیت اللّه شیخ محمّد جواد انصاری بود .

معظّم له در طول عمر با برکت خویش همواره مجرای عنایات و الطاف حق بود و تشنگان راه حقیقت را از چشمۀ زلال معارف الهی سیراب می نمود و همانند چراغی راهنمای پیوندگان راه حق بود .

و در بهمن ماه سال ۱۳۸۱  روح ملکوتی حاج محمّد اسماعیل دولابی کالبد خاکی خویش را رها نموده و جوار قرب حضرت دوست را مأوا برگزیده است .

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 18:31  توسط طوبای محبت   | 

شیطان درونم رخنه کرده ... !

ملتمس دعا ....................!

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 10:13  توسط طوبای محبت  

چند وقته که دیگه اینجا کسی نمیاد ... حتی خودم ...

اما امشب بعد از مدتها اومدم تا چند خط از دلم بنویسم ...

دلم می خواد برای نماز صبح بیدار شم ...

دلم می خواد بختک دنیا از روی این جسم خستم بلند شه ...

دلم می خواد شیطون و شیطونک هاش از دلم برن بیرون ...

دلم می خواد برم زیارت تنهای تنها ... برم زار بزنم ...

دلم می خواد با خدا آشتی کنم ...

دلم می خواد پیدا شم ...

دلم ختم قرآن می خواد ، زیارت عاشورا ، دعای عهد ...

دلم دو رکعت نماز می خواد ...

دلم ، دلش می خواد دوباره دل شه !

ملتمسم بر دعا ... !

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 23:33  توسط طوبای محبت   | 

 

نمی دونم چی شد ٬ اما دست آخر این کوچه بن بست شد !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 14:36  توسط طوبای محبت  

 

خدایا ... !

 

شیطان را از ما دور کن ... !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389ساعت 13:14  توسط طوبای محبت  

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 12:42  توسط طوبای محبت  

... این دل وامانده در نیمه راه مانده ...

... شما را به هرچه که می پرستین کمی دعا ...

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 0:41  توسط طوبای محبت  

سال خود را با بهترین هفت سین آغاز كنید:

سلام قولا" من رب الرحیم

سلام علی موسى و هارون

سلام علی ابراهیم

سلام علی نوح فى العالمین

سلام علی المرسلین

سلام علی إلیاسین

سلام هی حتى مطلع الفجر

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت 7:16  توسط طوبای محبت   | 

بر جلوه روی ماه مهدی صـلوات

بر جذبه هر نگاه مهدی صـلوات

ما را نبود چو هدیه ای در خور او

بفرست به پیشگاه مهدی صلوات

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 1:6  توسط طوبای محبت  

هرچند حال و روز زمین و زمان بد است

یک تکه ازبهشت درآغوش مشهد است

حتی فرشته ای که به پابوس آمده

انگار بین رفتن و ماندن مردد است

اینجا مدینه نیست ، نه ، اینجا مدینه نیست

پس عطر و بوی کیست که مثل محمد است ؟

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

اینجا برای عشق شروعی مجدد است

جایی که آسمان به زمین وصل می شود

جایی که بین عالم و آدم زبانزد است

هرجا دلی شکست به این جا بیاورید

اینجا بهشت شهر خدا شهر مشهد است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 1:41  توسط طوبای محبت  

هر صبح خطا کنیم و هر شام توبه ... !

...

در قعر جهنم ، کنار خانه ی شیطان خانه کرده ام و دم از بهشت می زنم ... کی رسد روزی که حرف بهشت را نیز از یاد ببرم ... !

...

تمنا ز همه خوبان و پاکان دارم برای غلام حلقه به گوش شیطان کمی دعا کنید ... !

...

این دل آلوده را جز به دعای شما و نیم نگاه پروردگار راهی برای پاکی نیست ... !

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 1:18  توسط طوبای محبت  

بر روی زمیـن و آسمـانـها و كرات

در بین منـاجات و تمام كـــلمات

زیباتر از این دعا ندیده است كسی

بر خاتم انبیا "محــــمّد" صلــوات

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 1:13  توسط طوبای محبت